سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
636
تاريخ ايران ( فارسى )
در دهلى معلوم ميشد نباشد ممكن است كمك زيادترى نسبت به من به عمل آيد . بالجمله من در ماه مارس وارد بندرعباس شدم . در اينجا پذيرائى كه از من رسما به عمل آمد از طرف دوست قديمى خودم دريابيگى حكمران كل بنادر بوده است كه به همين نيت از بوشهر به بندر مزبور آمده بود . مستر و . ر . هوسن مرحوم نايب قونسول و نيز شجاع نظام نايب الحكومه از هيئتى كه همراه بودند استقبال كرده و در تمام مدت اقامت كمال مساعدت و همراهى را نسبت به آنها مبذول داشتند . سربازگيرى در بندرعباس عمليات سربازگيرى به محض ورود ما شروع شد و در عرض بيست و چهار ساعت اول پنجاه و سه نفر پس از امتحان در دفتر آنجا نامنويسى نمودند . معذلك دستهء ضد انگليس هم وجود داشت كه خيلى مهم هم بوده است ، چنان كه روز بعد اتفاق افتاد كه تمام نفرات مذكور فوق آمده و تمام پولهائى را كه از بابت حقوق بطور مساعده گرفته بودند حاضر شدند پس بدهند ، براى اينكه مايل نبودند با آنها جنگ كنند . اين وضع دامنهاش بالا گرفت و حقيقتا از كاپيتان ر . س . راك بايد ممنون بود كه بروز لياقت داده نفرات خود را با تحمل و بردبارى خاصى اداره نموده . رضايت خاطر آنها را كاملا جلب نمود . بارى تمرينهاى نظامى منظم با برپا نمودن اردوگاهى در نايبند در سه ميلى مشرق بندرعباس شروع گرديد . دوازده روز كه از ورود ما گذشت پرچم سه رنگ ايران بر فراز اردوگاه با تشريفات مخصوص برافراشته شد . از اين به بعد ديگر هيچوقت ديده نشد كه سربازان پشت به خدمت كنند و طولى نكشيد كه تا اين درجه كارشان بالا گرفت كه توانستند بندرعباس و قسمت جادهء كاروانرو را از دزدان و غارتگران محافظت نمايند . قتل در لنگه ، پنج گور و سقوط كوت العماره در بيان مشكلاتى كه پس از ورود ما به بندر عباس در عرض چند هفته پيش آمد خالى از اهميت نيست كه دو سانحهء كوچك و نيز يك حادثهء خيلى بزرگ را از نظر خوانندگان بگذرانيم . محافظينى كه حكومت لنگه از تنگستانىها ترتيب داده بوده به تحريك آلمانها يكى از مأمورين محترم قديمى و پير انگليس را با دو برادرش را بقتل رسانيده و بعد به هفت نفر سپاهى هند